به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ورایتی، تراویس نایت، مدیرعامل استودیو انیمیشنسازی مطرح «لایکا»، خاطرهای تلخ از ضیافت ناهار نامزدهای اسکار سال ۲۰۲۰ دارد که هنوز هم او را رها نمیکند. نایت که با انیمیشن استاپموشن شاهکارش یعنی «لینک گمشده» در این مراسم حضور داشت، سر میز با فیلمنامهنویس و داور سرشناسی که سالها تحسینش میکرد، همکلام شد. اما وقتی نایت با اشتیاق از انیمیشنش گفت، آن نویسنده با بیاعتنایی پاسخ داد: «اوه، من اصلاً اینجور چیزها را نگاه نمیکنم؛ فقط از بچههایم میپرسم به چه چیزی رای بدهم!»
این توهین، نمودی علنی از یک توافق پنهان و بیصدا در راهروهای هالیوود بود: «انیمیشن، فقط ابزاری برای سرگرم کردن بچههاست!»
این دقیقاً همان پارادوکس بزرگی است که صنعت انیمیشن در سال ۲۰۲۶ با آن دستوپنجه نرم میکند. از یک سو، این مدیوم هرگز تا این حد برای بقای مالی هالیوود حیاتی نبوده است؛ انیمیشن «فیلم سوپر ماریو گلکسی» امسال به اولین فیلم میلیارد دلاری جهان تبدیل شد. اثر بهاری پیکسار یعنی «هاپرز»، رکوردشکنی کرد و «داستان اسباببازی ۵» با افتتاحیه خانگی ۱۶۰ میلیون دلاری، سنگ بنای بازگشت قدرتمندانه پیکسار شد و حالا در آستانه فروش یک میلیارد دلاری است.
اما از سوی دیگر، با وجود اینکه انیمیشنها در دهه گذشته حدود ۲۰ درصد از ۱۰ فیلم پرفروش سال را تشکیل دادهاند، هنرمندان خالق این آثار هرگز تا این حد احساس بیارزشی نکردهاند. پیکسار در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۴ درصد از نیروهای خود را تعدیل کرد و نتفلیکس نیز با بازسازی ساختار خود، بسیاری از مشاغل انیمیشنسازی را حذف و پروژهها را متوقف کرد.
برخی از بزرگان این عرصه معتقدند این نگاه تحقیرآمیز، تا حدودی خودخواسته است. پیت داکتر، مدیر خلاقیت پیکسار و خالق شاهکارهای برنده اسکار چون «بالا» و «روح» اعتراف میکند:«بسیاری از مردم دنیا هنوز انیمیشن را فیلم کودک میدانند و ما هم به این نگاه دامن میزنیم. وقتی ۹۰ درصد انیمیشنهای هالیوود لوده و صرفاً برای سرگرمی بچهها ساخته میشوند، ما خودمان باید سطح بازی را بالاتر ببریم.»
با این حال، گیشه به تنهایی باید هالیوود را به تعظیم وادارد. جیم موریس، رئیس باسابقه پیکسار میگوید: «فیلم "موانا ۲" در سال گذشته، بیش از مجموع تمام نامزدهای بخش بهترین فیلم اسکار فروش داشت! در حال حاضر، این انیمیشن است که بار استودیوها را به دوش میکشد.»
هر زمان که فیلمهای زنده اورجینال در گیشه شکست میخورند، این دنبالههای انیمیشنی هستند که سالنها را پر میکنند و به استودیوها جرأت ریسک روی کارهای جدید را میدهند. همانطور که گییرمو دل تورو در اسکار ۲۰۲۲ به زیبایی گفت: «انیمیشن یک ژانر نیست، یک مدیوم است.» حتی استودیویی مثل لایکا برای شکستن این مرزها، پروژههای خود را صرفاً به عنوان «فیلم» بازاریابی میکند و قرار است اثر جدید آنها یعنی «وایلدوود» در اکتبر امسال، از طریق یک مدل توزیع رویدادمحور و نوین اکران شود تا به این هنر هویت مستقلی ببخشد.
چالش اسکاری
با تمام این موفقیتها، بزرگترین چالش انیمیشن در هالیوود، نفوذ به بخش «بهترین فیلم» اسکار است. از زمان ایجاد شاخه «بهترین انیمیشن بلند» در سال ۲۰۰۱، این بخش عملاً به یک تبعیدگاه طلایی تبدیل شده است؛ جایی برای تشویق انیمیشنها، اما دور نگه داشتن آنها از رقابت اصلی! در تاریخ اسکار، تنها سه انیمیشن («دیو و دلبر»، «بالا» و «داستان اسباببازی ۳») نامزد جایزه بهترین فیلم شدهاند و جامعه انیمیشن معتقد است این آمار یک بیعدالتی محض است.
اهالی این صنعت برای شکستن این دیوار بلند، نگاه متفاوتی دارند. از یک سو، کریس ملداندری (بنیانگذار ایلومینیشن) نگاه به شدت خوشبینانهای دارد و معتقد است سوگیریهای سنتی هالیوود علیه انیمیشن و فیلمهای کمدی در حال فروپاشی است و اکنون درک جمعی بهتری نسبت به این هنر وجود دارد. در همین راستا، جیم موریس برنامهای ساختاری را دنبال میکند؛ او به عنوان عضو رایدهنده آکادمی، معتقد است راهکار اصلی، ترغیب و ورود مداوم نویسندگان، طراحان و فیلمبرداران انیمیشن به بدنه رایدهندگان شاخههای مختلف اسکار است تا روزی با افزایش جمعیتشان، این مرزبندیهای ناعادلانه خودبهخود محو شوند.
از سوی دیگر، جرد بوش (مدیر خلاقیت دیزنی) این معما را فراتر از استراتژیهای سیاسی میداند؛ او باور دارد که راز تصاحب مجسمه طلایی، در زنده نگه داشتن جادوی سینما یعنی «انگیزش احساسات عمیق انسانی و خلق پیوندهای معنادار با مخاطب» نهفته است و انیمیشنها باید به همین مسیر ادامه دهند. با این حال، در میان این دیدگاهها، بدبینی واقعگرایانه خورخه گوتیرز (کارگردان مکزیکی) سایه انداخته است؛ او معتقد است مافیای فیلمهای زنده (غیرانیمیشنی) و کثرت اعضای سنتی آکادمی چنان قدرتمند است که هرگز اجازه نخواهد داد یک انیمیشن جایزه اصلی را به خانه ببرد.